امروز پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ مصادف با ۱۱ جماد أول ۱۴۴۰
  • اذان صبح: ۰۵:۴۵
  • طلوع آفتاب: ۰۷:۱۳
  • اذان ظهر: ۱۲:۱۴
  • غروب آفتاب: ۱۷:۱۵
  • اذان مغرب: ۱۷:۳۵
  • نیمه شب شرعی: ۲۳:۳۰
  • حضرت محمد (ص): خوشا کسیکه زیاده بر نیازش را بخشش نماید، و از پر گوئی خودداری کند.
+-
بازدید: ۱۴۹
۲۶ آذر ۱۳۹۷

داستان پس گرفتن هدیه…

عرفان و صابر سال‌ها با هم دوست و فامیل بودند. عرفان وضعیت مالی بسیار خوبی داشت و بر‌عکس صابر از لحاظ وضعیت مالی در سطح متوسط بود. صابر در طول سال‌های دوستی با عرفان در موقعیت‌های مختلف تحصیلی و مشکلات خانوادگی عرفان، به او کمک می‌کرد.

عرفان و صابر سال‌ها با هم دوست و فامیل بودند. عرفان وضعیت مالی بسیار خوبی داشت و بر‌عکس صابر از لحاظ وضعیت مالی در سطح متوسط بود. صابر در طول سال‌های دوستی با عرفان در موقعیت‌های مختلف تحصیلی و مشکلات خانوادگی عرفان، به او کمک می‌کرد. عرفان که می‌دانست صابر وضعیت مالی چندان مناسبی ندارد و در عین حال به دنبال پیدا کردن خانه‌ای است که بتواند برای شروع زندگی و ازدواج، آن را اجاره کند تصمیم می‌گیرد یکی از واحد‌های کوچک آپارتمانی‌اش را به عنوان هدیه به صابر بدهد.
بنابراین چند ماه مانده به جشن عروسی، عرفان در تاریخ ۸۷/۴/۱۲ واحد آپارتمانی را به عنوان هدیه به صابر می‌دهد و برای این‌که خیال صابر هم راحت باشد در یک برگه این را می‌نویسند: «یک واحد آپارتمان به مشخصات زیر به عنوان هدیه به صابر داده شد» و هر دو آن را امضا می‌کنند.
بعد از چند ماه میان صابر و عرفان و خانواه‌های آن دو اختلافات خانوادگی شدیدی ایجاد می‌شود که باعث می‌شود رابطه‌ی دوستانه‌ی آن‌ها کاملا به‌هم بخورد. عرفان هم وقتی می‌بیند اختلافات جدی است، تصمیم می‌گیرد هدیه‌ی خودش را پس بگیرد. اما قبل از این که او تصمیم به پس‌گرفتن هدیه بگیرد، صابر در تاریخ ۸۸/۵/۷واحد آپارتمانی را به خواهرش منتقل می‌کند و با پول آن و پولی که خودش پس‌انداز کرده بود یک خانه‌ی دیگر می‌خرد.

عرفان برای پس گرفتن واحد آپارتمان در تاریخ ۸۸/۹/۱۰ به سراغ صابر می‌رود و به او می‌گوید که از دادن خانه پشیمان شده و باید خانه را به او برگرداند. صابر هم به او می‌گوید دیگر خانه دست او نیست و آن را به خواهرش منیژه فروخته‌است.
عرفان باور نمی‌کند و می‌گوید: «تو برای این که خانه را از تو پس نگیرم می‌گویی خانه را به خواهرت داده‌ای و اگر هم معامله‌ای بین تو و خواهرت بوده صوری است.» بنابراین تصمیم می‌گیرد در دادگاه علیه صابر شکایت کند تا خانه را پس‌بگیرد.
عرفان برای این کار با یکی از دوستانش که وکیل بود صحبت می‌کند و او را به عنوان وکیل خود می‌گیرد و ماجرا را به او توضیح می‌دهد؛ وکیل هم به او می‌گوید:« خیالت راحت باشد؛ تو این آپارتمان را به صابر هدیه داده بودی؛ به هدیه دادن در قانون مدنی، هبه گفته می‌شود و کسی که مالی را هبه می‌دهد می‌تواند آن را پس بگیرد که به آن رجوع از هبه می‌گوییم. فقط در شرایطی خاص، کسی که هدیه داده (واهب) نمی‌تواند آن مال را پس بگیرد؛ مثلا شخص، هدیه‌ای را که به پدر و مادر و فرزند خودش داده نمی‌تواند پس بگیرد؛ همچنین اگر در مقابل مالی که به عنوان هدیه داده می‌شود هدیه دهنده شرط کند که طرف مقابل هم به او مالی بدهد نمی‌تواند از هبه رجوع کرد که به این نوع هبه، در قانون مدنی هبه‌ی معوض می‌گویند. علاوه‌بر این‌ها اگر هبه گیرنده بعد از این که هدیه را گرفت و قبل از این که هدیه دهنده قصد کند هدیه را پس بگیرد، آن مال را به شخص دیگری بدهد یا بفروشد یا این که به نحوی برای شخص دیگری در مورد آن مال حقی ایجاد کند، هدیه دهنده دیگر نمی‌تواند به مال رجوع کند چون برای شخصی دیگر حقی در مورد آن مال ایجاد شده است.
عرفان در جواب وکیلش می‌گوید: «صابر به من گفت خانه را به خواهرش منیژه منتقل کرده‌است! ولی فکر می‌کنم این را فقط به این خاطر به من گفت تا از پس گرفتن خانه منصرف شوم.» وکیل هم جواب می‌دهد که به نظر می‌رسد معامله‌ای بین صابر و خواهرش در کار نبوده و معامله صوری بوده است.
نهایتا با شکایت برای پس گرفتن خانه (اثبات رجوع از هبه و باطل بودن معامله صوری بین صابر و خواهرش) در دادگاه، وکیل عرفان این گونه استدلال می‌کند:
با توجه به این که موکل من (عرفان) خانه را به عنوان هدیه (هبه) به صابر داده است و در تاریخ ۸۸/۹/۱۰ ، عرفان به صابر اعلام کرده که از هدیه دادن منصرف شده و از هبه رجوع کرده است.
صابر هم در دادگاه حاضر می‌شود و این گونه دفاع می‌کند: « عرفان خانه را به من هبه داده اما قبل از این که بخواهد آن را پس بگیرد من در حدود ۲ ماه قبل از آن در تاریخ ۸۸/۷/۵ خانه را به شخص دیگر فروخته‌ام و بابت این معامله با خواهرم پول آن را گرفته ام.»
وکیل عرفان در مقابل می‌گوید: «قرارداد بین صابر و منیژه صوری بوده، یعنی اصلا این دو قصد خرید و فروش خانه را نداشته‌اند بلکه فقط برای این که عرفان نتواند خانه را پس بگیرد به صورت صوری نه واقعی معامله ظاهری کرده‌‌اند. بنابراین چنین معامله‌ای مانع از حق عرفان برای پس گرفتن مالش نمی‌شود.»
اما صابر می‌گوید قرارداد صوری نبوده و واقعا خواهرم خانه را از من خریده و دو چک هم به من داده که دو روز بعد معامله به بانک رفتم و آن‌ها را نقد کردم.
دادگاه برای بررسی موضوع از بانک استعلام می‌کند و متوجه می‌شود صابر واقعا دو چک بابت معامله‌ی خانه از منیژه گرفته و آن‌ها را نقد کرده است. بنابراین معامله صوری نبوده است. از طرف دیگر هم طبق قانون در صورتی که هدیه گیرنده (متهب) هدیه‌ای را که از هدیه‌دهنده (واهب) گرفته به کس دیگری منتقل کند یا برای شخص دیگر حقی در مورد آن مال ایجاد شود، دیگر هدیه‌دهنده نمی‌تواند مال را پس بگیرد. دادگاه برخلاف نظر وکیل عرفان، می‌گوید حتی اگر معامله‌ی صابر و منیژه فقط برای این صورت گرفته باشد که عرفان نتواند هدیه‌اش را پس بگیرد، باز هم معامله‌ی آن‌ها صحیح است و مانع رجوع از هبه می‌شود.
در نهایت دادگاه ادعای عرفان و وکیلش را نپذیرفت و آن را رد کرد.
وکیل صابر که می‌بیند در دادگاه اول شکست خورده، تصمیم می‌گیرد برای فرجام‌خواهی از رای به دیوان عالی کشور شکایت کند. اما دیوان عالی هم همان نظر دادگاه را تایید می‌کند و در نتیجه عرفان نمی‌تواند هدیه‌اش را پس‌بگیرد.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *